رونمایی از ایرپاد ۳ در رویداد Unleashed بار دیگر تأیید شد | بیست مارکت

رونمایی از ایرپاد ۳ در رویداد Unleashed بار دیگر تأیید شد | بیست مارکت

شنیده‌ها حاکی از آن است که اپل رویداد Unleashed را با تمرکز بر معارفه کامپیوترهای جدید مک برگزار خواهد کرد؛ اما این احتمال وجود دارد که غول دنیای فناوری از سایر محصولات سخت‌افزری نیز در این رویداد رونمایی کند. در این میان، نسل سوم ایرپاد استاندارد تنها محصولی است که تقریبا بیشتر تحلیلگران بر حضور آن در رویداد دوشنبه پیش رو اتفاق نظر دارند.

دَن ایوز، تحلیلگر ارشد ودبوش در یادداشتی خطاب به سرمایه‌گذاران می‌گوید که ایرپاد ۳ احتمالا در کنار مک‌بوک پرو معرفی خواهد شد. وی با پرداختن به شایعات پیشین، خاطرنشان می‌کند که ایرپاد جدید داری طراحی مشابه ایرپاد پرو با ساقه‌های کوچک‌تر است و ظاهرا اپل در این هدفون به‌منظور کاهش هزینه‌ها از ارائه قابلیت حذف نویز فعال صرف‌نظر کرده.

مقاله‌ی مرتبط:

طبق گزارش‌های قبلی، ایرپادهای جدید احتمالا از SiP (سیستم-در-پکیج) مشابه مدل‌های پرو بهره خواهند گرفت که در آن، تراشه H1 وظیفه پردازش‌های صوتی را برعهده دارد. این تراشه همچنین منجر به بهبود کیفیت بیس صداد می‌شود. بررسی‌های زنجیره تأمین نشان می‌دهد که تولید انبوه ایرپادها مدتی است آغاز شده و همین موضوع، احتمال معرفی آن را در هفته جاری دو چندان می‌کند.

افزون‌براین، در اوایل هفته گذشته یک حساب کاربری در شبکه اجتماعی چینی ویبو معروف به PandaIsBald، ادعا کرد که نسل سوم ایرپاد در رویداد جدید اپل حضور خواهد داشت. در حقیقت، این نخستین به‌روزرسانی ایرپادهای استاندارد، از زمان عرضه نسل دوم ایرپاد در مارس ۲۰۱۹ است. ایرپاد نسل دوم ۱۵۹ دلار با قاب شارژ سیمی و ۱۹۹ دلار با قاب شارژ بی‌سیم قیمت دارد و احتمالا مدل جدید نیز قیمتی در همین بازه خواهد داشت.

برای مطالعه‌ی تمام مقالات مرتبط با ایرپاد به این صفحه مراجعه کنید.

خرس‌های قطبی تا پایان قرن ممکن است منقرض شوند | بیست مارکت

خرس‌های قطبی تا پایان قرن ممکن است منقرض شوند | بیست مارکت

یخ دریای شمالگان از زمان آغاز ثبت رکوردهای ماهواره‌ای در سال ۱۹۷۹ به‌طور پیوسته درحال کاهش بوده است، اما مطالعه جدیدی با پیش‌بینی وحشتناکی همراه است: تا پایان قرن، یخ دریای شمالگان ممکن است در طول تابستان ناپدید شود و این امر می‌تواند موجب انقراض خرس‌های قطبی و دیگر گونه‌های وابسته به یخ شود.

آخرین منطقه یخ، منطقه‌ای است که حاوی قدیمی‌ترین و ضخیم‌ترین یخ شمالگان است. این منطقه که وسعت آن به بیش از یک میلیون کیلومتر مربع می‌رسد، از ساحل غربی مجمع‌الجزایر قطبی کانادا تا ساحل شمالی گرینلند گسترش دارد. وقتی دانشمندان این منطقه‌ی یخی دارای ضخامت ۴ متر را نام‌گذاری می‌کردند، فکر می‌کردند چندین دهه باقی خواهد ماند.

اما اکنون تحت خوش‌بینانه‌ترین و بدبینانه‌ترین سناریوهای گرمایش مرتبط با تغییرات اقلیمی، یخ دریا تا سال ۲۰۵۰ کاهش چشمگیری پیدا خواهد کرد.

خوش‌بینانه‌ترین سناریو که در آن انتشارات کربنی فورا و به‌شدت مهار می‌شود، می‌تواند به بقای بخش محدودی از یخ این منطقه منجر شود. در بدبینانه‌ترین سناریو که در آن انتشارات کربنی با نرخ کنونی همچنان افزایش پیدا خواهد کرد، یخ تابستانی (و خرس‌های قطبی و فک‌هایی که روی آن زندگی می‌کنند)، ممکن است تا سال ۲۱۰۰ منقرض شوند. رابرت نیوتن، نویسنده همکار مطالعه از رصدخانه زمین لامونت دوهرتی دانشگاه کلمبیا گفت:

متأسفانه، این آزمایش بزرگی است که درحال انجام آن هستیم. با از بین رفتن یخی که در کل سال باقی می‌ماند، تمامی اکوسیستم‌های وابسته به یخ دچار فروپاشی می‌شوند و چیز جدیدی آغاز خواهد شد.

پوشش یخ دریای شمالگان هر سال در نوسان است و در ماه سپتامبر در فصل تابستان به حداقل مقدار خود می‌رسد و در پاییز و زمستان مجددا افزایش پیدا می‌کند و در ماه مارس به حداکثر سطح خود می‌رسد. اما همان‌طور که کربن‌دی‌اکسید و گازهای گلخانه‌ای دیگر به گرم شدن اتمسفر کمک می‌کنند، وسعت یخ دریا در حد بی‌سابقه‌ای کاهش پیدا کرده است.

کاهش چشمگیر پوشش یخ می‌تواند اثرات ویرانگری بر زندگی حیواناتی داشته باشد که روی یخ و زیر آن زندگی می‌کنند. برخی از موجوداتی که براثر کاهش یخ آسیب خواهند دید، عبارت‌اند از: جلبک‌های فتوسنتزکننده، سخت‌پوستان کوچک، ماهی‌ها، فک‌ها، نیزه ماهی، نهنگ قطبی و خرس‌های قطبی.

فک‌های حلقه‌دار و خرس‌های قطبی برای اینکه تقریبا در یک مکان بمانند، متکی بر قطعات یخ نزدیک به هم هستند. خرس‌های قطبی که شکارچیان تخصصی هستند، در صورت ناپدید شدن یخ با خطر انقراض مواجه می‌شوند. این خرس‌ها بالای یخ کمین می‌کنند و فک‌هایی را که برای نفس کشیدن به سطح می‌آیند، شکار می‌کنند. خرس‌های قطبی دارای آرواره‌هایی هستند که برای خوردن گوشت و چربی نرم سازگاری پیدا کرده‌ است. گرچه مشاهده شده است که خرس‌ها روی خشکی به خوردن تخم‌مرغ‌های دریایی و کاریبو (گوزن شمالی) روی آورده‌اند، مطالعه‌ای از سال ۲۰۱۵ نشان می‌دهد کالری که آن‌ها از این منابع غذایی دریافت می‌کنند، معادل کالری حاصل از غذای طبیعی آن‌ها نیست.

تغییر سریع زیستگاه می‌تواند موجب انقراض خرس‌های قطبی شود یا به تلاقی گسترده‌تر خرس‌های قطبی و خرس‌های گریزلی منجر شود. محدوده‌ی خرس‌های گریزلی با گرم شدن اقلیم، درحال گسترش پیدا کردن به سمت شمال است. این فرایند می‌تواند موجب شود که درنهایت خرس‌های قطبی با خرس‌های پیزلی (آمیخته) جایگزین شوند.

در بدبینانه‌ترین سناریو، پژوهشگران انتظار دارند یخ تابستانی و اکوسیستم وابسته به یخ ناپدید شود. نیوتن گفت:

مقاله‌های مرتبط:

این تغییرات بدان معنا نیست که محیط عاری از حیات و بایر خواهد شد. جانداران جدیدی ظاهر می‌شوند، اما مدتی طول می‌کشد تا موجودات جدید به این سرزمین هجوم بیاورند.

ماهی‌ها و جلبک‌های فتوسنتزکننده ممکن است از اقیانوس اطلس شمالی به سمت شمال بیایند. اگرچه مشخص نیست که آیا زیستگاه جدید به اندازه کافی باثبات خواهد بود تا در تمام طول سال و خصوصا در طول زمستان‌های طولانی و بدون آفتاب شمالگان، از موجودات جدید حمایت کند.

حتی ذوب مقداری از یخ‌های شمالگان نیز حلقه بازخورد مثبتی ایجاد می‌کند: سطح آب تیره‌تر است و نور خورشید را بهتر جذب می‌کند. بنابراین، در چرخه‌ای معیوب، ذوب شدن یخ روند گرم شدن و ذوب شدن بیشتر را تسریع می‌کند.

در تاریخ ۹ آگوست، گزارش برجسته‌ای از هیئت بین‌دولتی تغییرات اقلیمی (IPCC) پیش‌بینی کرد که زمین به آستانه‌ای بحرانی خواهد رسید: به‌علت تغییرات اقلیمی، طی ۲۰ سال آینده، دمای جهان ۱/۵ درجه سانتیگراد افزایش پیدا می‌کند.

پژوهشگران یافته‌های خود را در مجله‌ی Earth’s Future منتشر کردند.

طرح‌های مفهومی iPadOS 16، بهبودهای چندوظیفگی این سیستم‌عامل را به تصویر می‌کشد | بیست مارکت

طرح‌های مفهومی iPadOS 16، بهبودهای چندوظیفگی این سیستم‌عامل را به تصویر می‌کشد | بیست مارکت

در سال‌های اخیر، آیپدها به‌محصولی بسیار شاخص و قدرتمند تبدیل شده‌اند که به‌عقیده بسیاری با کنارزدن کروم‌بوک‌ها و سایر تبلیت‌های بازار، بهترین محصولات برای اهداف آموزشی و سرگرمی به‌حساب می‌آیند. دراین‌میان، اپل آیپدهای پرو قرار دارند که از آن‌ها می‌توان به‌عنوان غول‌های پردازشی نام برد. برای مثال، بسیاری از نوت‌بوک‌ها و اولترابوک‌های بازار ازلحاظ پردازشی با آیپد پرو ۲۰۲۱ مجهز به تراشه بسیار قدرتمندM1 نمی‌توانند رقابت کنند؛ تراشه‌ای که ابتدا در کامیپوترهای مک استفاده شد؛ البته بسیاری از کاربران بر این باور هستند که iPadOS پتانسیل این غول پردازشی را محدود کرده است.

یکی از مهم‌ترین اتفاقات رویداد توسعه‌دهندگان ۲۰۱۹ معرفی iPadOS بود و اپل با رونمایی از آن، تا حدودی آیپدها را از گوشی‌های آیفون جدا کرد. بااین‌حال، iPadOS همچنان شباهت بسیاری به سیستم‌عامل iOS دارد و بسیاری از ویژگی‌های نسخه‌های اخیر بین هر دو آن‌ها مشترک بوده و این در حالی است که آیپد به چیزی فراتر از قابلیت‌های iOS احتیاج دارد. شرکت فناوری واقع در کوپرتینو می‌تواند آیپدها را بیش‌ازپیش کاربردی کنند.

مقاله‌ی مرتبط:

پیش‌ازاین، امید بر این بود که اپل در کنفرانس توسعه‌دهندگان امسال با معرفی iPadOS 15 از قابلیت‌ها و نرم‌افزارهای حرفه‌ای حداقل برای مدل‌های پرو آیپد پرو رونمایی کند؛ اما همان‌طور که میدانید، اپل رویداد مذکور را با تمرکز بر بهبودهای جزئی برگزار کرد و از هیچ ویژگی متمایزکننده‌ای برای آیپد پرو رونمایی نکرد. عده‌ای بر این باورند که اپل هیچگاه به آیپد اجازه نمی‌دهد تا از پتانسیل کامل خود استفاده کند؛ زیرا اگر آیپدها عملکردی مشابه دسکتاپ ارائه بدهند، به فروش کامپیوترهای مک می‌تواند لطمه وارد شود.

اما اگر این فرضیه درست باشد، به‌راستی چرا اپل معمولا آیپد پرو را با صفحه‌کلید و ترک پد تبلیغ می‌کند که گویی قرار است مانند یک لپ‌تاپ استفاده شود و چرا در وهله نخست حتی مجیک کیبورد مجهز به ترک پد برای آپید ساخته و عرضه می‌شود؟ چرا از آیپد از ماوس پشتیبانی کند؟ بنابراین دو سناریو محتمل وجود دارد. در نخستین آن‌ها این احتمال وجود دارد که اپل تمرکزش را روی آنچه که آیپد احتیاج دارد، ازدست داده است و در دومی غول دنیای فناوری بدون عجله و کاملا با برنامه پیش می‌رود تا دید خود را برای یک دستگاه همه‌کاره نهایی کامل کند و شاید iPadOS 16 بزرگ‌ترین نقطه عطف در این مسیر باشد. در هر صورت، چاره‌ای جز انتظار نداریم تا متوجه شویم این شرکت کدام سناریو و مسیر را برای آینده تبلت‌هایش اتخاذ می‌کند.

خوشبختانه پیش از اقدام اپل، طراح‌های مفهومی جالبی از نسخه بعدی سیستم‌عامل آیپد اواس به اشتراک گذاشته شده است که می‌تواند ما را با برخی تغییرات احتمالی در آینده تبلت‌ها آشنا کند. نخستین ویژگی مهمی که آیپد اواس به آن احتیاج دارد، یک سیستم چندوظیفگی بهبودیافته است که تجربه آن تا حدودی مشابه دسکتاپ باشد. مولتی تسک یا چندوظیفگی iPadOS 15 هنوز تقریبا همان چیزی است که سال‌ها دست‌نخورده باقی مانده. این عمدتا شامل قابلیت Split View است که برای اجرای هم‌زمان دو برنامه، صفحه آیپد را به دو نیم تقسیم می‌کند.

متأسفانه، در حال حاضر نمی‌توان صفحه را بین بیش از دو برنامه تقسیم کرد و کاربران مجبورند یکی از برنامه‌های باز خود را جایگزین کنند یا بین صفحه برنامه‌ها جابه‌جا شوند.

قابلیت اسپلیت ویو آیپد

آیپد اواس همچنین از قابلیت Slide Over پشتیبانی می‌کند که می‌تواند چندوظیفگی را کمی بهبود بدهد؛ این بخش نیز تا حدودی با مشکل مواجه است. برای مثال، وقتی با استفاده از قابلیت اسپلیت ویو دو برنامه مجزا را باز می‌کنید و قصد دارید اسلاید اور را نیز اجرا کنید، در حقیقت، اسلاید اور نیمی از نمای صفحه اسپلیت ویو را اشغال خواهد کرد؛ بنابراین نمی‌توان هم‌زمان از سه برنامه مجزا استفاده کرد. علاوه بر این، اگر تصمیم بگیرید که داک (نوار برنامه‌ها) را آشکار کنید، همه چیز به یک آشفتگی بزرگ مانند تصویر زیر تبدیل می‌شود:

قابلیت اسلاید آور سیستم‌عامل آیپد اواس

اما کاملا واضح است که چندوظیفگی iPadOS نیازی به این پیچیدگی و آشفتگی ندارد و اپل به‌راحتی می‌توانید این موضوع را در به‌روزرسانی‌های آینده برطرف کند. اکنون نگاهی به تصاویر مفهومی iPadOS 16 بر اساس نحوه تصور نسخه‌های آینده iPadOS داشته باشم تا متوجه شویم که اپل با اعمال برخی تغییرات، به چه اندازه می‌تواند تبلت‌های خود را کاربردی و حرفه‌تر از اکنون نشان بدهد.

کانسپت بازکردن سه برنامه هم‌زمان در آیپد اواس ۱۶

مفهومی از اجرای سه برنامه به‌صورت هم‌زمان و یک داک ثابت برنامه در آیپد اواس ۱۶

در تصویر بالا یک طرح مفهومی چندوظیفگی مشاهده می‌کنید که در آن سه برنامه می‌توانند در به زیبایی و بدون هیچ مشکل اجرا شوند. وقتی برنامه‌ای را از پایه به گوشه‌ای از صفحه آیپد می‌کشید، سیستم‌عامل باید به‌طور خودکار تشخیص بدهد که آن را در کدام گوشه قرار بدهد.

تصور کنید یک پخش‌کننده ویدئویی VLC یا سرویس استریمی نظیر نتفلیکس در گوشه سمت راست بالا اجرا می‌شود؛ درحالی‌که در اینترنت در سمت چپ مرور می‌کنید و از طریق یک برنامه پیام‌رسان در پایین سمت راست با دوستان خود چت می‌کنید. حقیقتا زیبا و کاربردی به‌نظر می‌رسد و اپل با ارائه این ویژگی‌ها می‌تواند چندوظیفگی آیپد را به سطح کاملا جدیدی برساند.

علاوه بر این، قابلیت اسپلیت ویو باید کاملا بازطراحی شود و یک حالت تقسیم صفحه با سه پنجره و برنامه کاملا جداگانه را ارائه بدهد. پنجره‌ها به‌اندازه آیفون بلند، باریک و دارای فضای صفحه‌نمایش افقی هستند. این حالت در زیر نشان داده شده است و برای وب‌گردی از چندین منبع فوق‌العاده به‌نظر می‌رسد.

کانسپت بازکردن سه برنامه هم‌زمان در آیپد اواس ۱۶

مفهومی از قابلیت اسپلیت ویو بازطراحی‌شده برای پشتیبانی از سه برنامه به‌صورت هم‌زمان در آیپد اواس ۱۶

گذشته از وب‌گردی و کارهای عمومی‌، رسانه‌های اجتماعی خود را تصور کنید که می‌توانید سه برنامه مشابه را روی آیپد اجرا کنید. اینستاگرام را در سمت چپ، توییتر را در وسط، یوتیوب را در سمت راست باز و درنهایت با ماوس و کیبورد با هر سه برنامه تعامل ایجاد می‌کنید. تصاویر مفهومی نشان می‌دهد که کاربر می‌تواند داک را طوری تنظیم کند که در هنگام باز شدن برنامه‌ها به‌طور خودرکار پنهان نشود و مانند مک روی صفحه باقی بماند.

به‌طور کلی، استفاده از تراشه‌های سری M در آیپد پرو، تبعات بالقوه زیادی را به‌همراه خواهد داشت که در اپل می‌تواند در نسخه‌های بعدی آیپد اواس از آن‌ها بهره بگیرد. این شامل پشتیبانی از برنامه‌های حرفه‌ای همچون Xcode و Final Cut Pro، بهبودهای مولتی تسک و موارد دیگر است. اینکه ویژگی‌های مذکور سال آینده تحقق می‌یابند یا خیر، باید منتظر ماند؛ اما قطعا این ویژگی‌ها خواسته بسیاری از کاربران سیستم‌عامل iPadOS است.

اپل درنهایت باید تصمیم بگیرد که می‌خواهد آیپد برای همیشه یک محصول ثانویه باقی بماند یا به یک دستگاه همه‌کاره و تمام‌عیار تبدیل شود. همان‌طور که قبلاً نیز اشاره کردیم، نگرانی از این است اپل از پیش‌رفت نرم‌افزری آیپدها برای جلوگیری از کاهش فروش کامپیوترهای مک جلوگیری کند و اگر چنین باشد، بسیاری از افراد ناامید خواهند شد و شاید دیگر استفاده از تراشه‌های بسیار قدرتمند در مدل‌های پرو این محصول معنایی نداشته باشد؛ چراکه حتی آیپد استاندارد مجهز به تراشه‌های قدیمی سری A از پس پردازش در سطح کنونی بر خواهند آمد.

برای مطالعه‌ی تمام مقالات مرتبط با آیپد به این صفحه مراجعه کنید.

ماجرای جنایت‌های هولناک آلبرت فیش «خون‌آشام بروکلین» | بیست مارکت

ماجرای جنایت‌های هولناک آلبرت فیش «خون‌آشام بروکلین» | بیست مارکت

هشدار: این مطلب حاوی شرح صحنه‌های دلخراش و خشونت‌آمیز است که مطالعه آن به همه‌ افراد توصیه نمی‌شود

نوامبر ۱۹۳۴ بود و نزدیک به ۶ سال از ناپدید شدن دختربچه ۱۰ ساله‌ای به نام گریس باد می‌گذشت. تا آن زمان، ماموران پلیس به هیچ سرنخ قابل‌ملاحظه‌ای از گریس دست پیدا نکرده بودند. ولی همه این‌ها تا قبل از آن بود که دلیا فلانگان، مادر گریس نامه‌ای تکان‌دهنده را از طرف شخص ناشناسی دریافت کند. در این نامه نوشته شده بود: «خانم باد عزیز، من روز یکشنبه ۳ ژوئن ۱۹۲۸ به نزد شما آمدم. با خودم پنیر دیگی (یک نوع پنیر خانگی نرم و سفید) با طعم توت‌فرنگی آورده بودم و با شما ناهار را صرف کردم. گریس روی پاهایم نشست و مرا بوسید. [همانجا] تصمیم گرفتم او را بخورم.»

نامه عجیب و دلهره‌آوری که خانم باد در آن عصر سرد ماه نوامبر دریافت کرده بود، با شرح زندگی ملوان ساده‌ای آغاز شده بود که می‌گفت روزی متوجه شده گوشت انسان به دهانش مزه کرده و با شرح دلخراش کشته شدن و کباب کردن گریس، دختر خانم باد به پایان رسیده بود. اگرچه این اعتراف کتبی بی‌نام و بدون امضای نویسنده بود، ولی سرآغازی برای پایان جنایت‌های هولناک قاتل زنجیره‌ای آدمخواری به نام آلبرت فیش بود. اینکه جنون رام‌نشدنی و عطش بی‌حدوحصر قاتل به خون از کجا سرچشمه گرفته بود،‌ خود ماجرای مهیبی دارد که حتی از شرح روزهای پایانی گریس نیز وحشتناک‌تر است.

آلبرت فیش، مرد خاکستری متولد شد

همیلتون هوارد فیش روز ۱۹ می ۱۸۷۰ از والدینی به نام‌های رندال و اِلین فیش در واشنگتن‌دی‌سی متولد شد. همیلتون همیشه دوست داشت او را به نام آلبرت که برادر درگذشته‌اش بود بنامند. ولی بسیاری این تصمیم او را برای فرار از القاب زشت و تمسخرآمیزی که دیگران ‌خصوصا بچه‌های یتیم‌خانه‌ (که بخش زیادی از دوران کودکی خود را در آنجا گذارند) روی او می‌گذاشتند، می‌دانند. به‌هرحال، آلبرت فیش نام‌های زیادی داشت از «خون‌آشام بروکلین»، «گرگینه ویستریا» و مشهورتر از همه «مرد خاکستری».

آلبرت فیش کوچک جثه،‌ ساکت و ساده بود و چهره‌ای داشت که به‌قول، ایوان گنچاروف، نویسنده روس به‌سادگی با جمعیت آمیخته می‌شد و هر بیننده‌ای لحظه‌ای بعد مشخصات چهره فراموش‌شدنی او را از یاد می‌برد. ولی او در کنار این ظاهر ساده و فراموش‌شدنی، زندگی خصوصی داشت که حتی سنگ‌دل‌ترین جانیان را نیز به وحشت می‌انداخت.

آلبرت فیش از همان دوران کودکی و نوجوانی

آلبرت فیش از همان دوران کودکی و نوجوانی عطش عجیبی به خون داشت. این میل بعدها در بزرگسالی به صورت یک خون‌دوستی بیمارگونه‌ای در او ظاهر شد

فیش در کودکی همچون بسیاری از اعضای خانواده‌اش با بیماری‌های روانی متعدد به ستوه آمده بود. نه‌تنها برادر او در بیمارستان روانی بستری بود،‌ بلکه دایی او نیز به بیماری شیدایی (دوره‌ای از اختلال دو قطبی) مبتلا بود. مادر فیش هم به‌طور معمول دچار توهمات بصری می‌شد. زمانی که آلبرت فیش متولد شد، پدر او که با مادرش ۴۳ سال اختلاف سنی داشت، ۷۵ سال داشت و زمانی که فیش تنها ۵ سال داشت، پدرش از دنیا رفت. مادر بیوه او بضاعت مالی کافی برای نگه‌داری از آلبرت و سه خواهر و برادر دیگرش را نداشت و آن‌ها را به یتیم‌خانه‌ سپرد. در آنجا بود که آلبرت لذت درد را برای اولین بار با تمام وجودش حس کرد. چنانچه او بعدها به یاد می‌آورد: «من همیشه میل داشتم عامل درد در دیگران باشم و دیگران نیز در من درد را به‌وجود بیاورند. به نظر همیشه از همه‌چیزهایی که به من صدمه می‌زدند لذت می‌بردم.»

هیچ‌وقت جیغ‌ و نگاهی که به من انداخت را از یاد نمی‌برم

سرپرستان یتیم‌خانه مرتبا بچه‌ها را کتک می‌زدند و حتی گاهی‌اوقات آن‌ها را تشویق می‌کردند یکدیگر را بزنند. ولی درحالی‌که سایر بچه‌ها همواره در هراس از تنبیه‌های دردناک به سر می‌بردند، فیش لذت را در همین دردها می‌دید. او بعدها به یاد آورد: «تقریبا ۹ ساله بودم و آنجا بود که [زندگی] معیوب خودم را شروع کردم. ما را بی‌رحمانه به زیر شلاق می‌گرفتند. پسرهایی می‌دیدم که کارهایی که نباید را انجام می‌دادند.»

آلبرت فیش با سبیل خاکستری، چهره‌ای رنگ‌پریده و چشمان آبی بی‌روح آلبرت فیش با سبیل خاکستری، چهره‌ای رنگ‌پریده و چشمان آبی بی‌روح

به این ترتیب، فیش جوان یکبار برای همیشه درد و لذت را با یکدیگر آمیخته کرد، لذتی که بعدها موجب برانگیختگی جنسی او نیز می‌شد. وقتی مادر فیش در سال ۱۸۸۰ به لحاظ روحی شرایط مطلوبی پیدا کرد و وضعیت مالی او نیز به حدی رسید که بچه‌هایش را به خانه ببرد، او را از یتیم‌خانه خارج کرد. ولی روح پسرک قبلا کاملا خدشه‌دار شده بود. فیش نه‌تنها پس از گرفته شدن از یتیم‌خانه به صدمه زدن به خود ادامه می‌داد، ‌بلکه در سال ۱۸۸۲ با یک پسر تلگراف‌رسان رابطه ناسالمی را آغاز کرد. این پسر منحرف فیش را با لذت‌های بیمارگونه‌ خودش که «مدفوع و ادرارخواری» بودند آشنا کرد.

نهایتا تمایلات سادومازوخیستی آلبرت فیش به سوی خودزنی جنسی سوق پیدا کرد. او مرتبا سوزن‌هایی را در کشاله ران و شکم خود فرو می‌کرد. فیش همچنین پاروی میخ‌داری ساخته بود که با آن خودش را می‌زد. در سال ۱۸۹۰ بود که آلبرت فیش ۲۰ ساله به نیویوک نقل مکان کرد، و در آنجا دور تازه‌ و رعب‌آوری از جنایت‌هایش را شروع شد.

آلبرت فیش دگرآزاری را می‌آموزد

آلبرت فیش که در این دوران کنجکاوی دیوانه‌واری نسبت به درد در باقی آدم‌ها پیدا کرده بود، برای اینکه بتواند سر از کار لذت‌های دگرآزاری در بیاورد، وقت زیادی را تلف نکرد. او در نیویورک خودفروشی می‌کرد. او پسران جوانی که به این طریق آن‌ها را از خانه‌هایشان بیرون کشیده بود را ابتدا مورد تجاوز قرار داده و سپس آن‌ها را به طرز بی‌رحمانه‌ای شکنجه می‌کرد. پاروی میخ‌کوبی‌شده سلاح مورد علاقه او بود. در کمال شگفتی فیش در سال ۱۸۹۸ ازدواج کرد. او با زنی که مادرش او را مناسب همسری فیش می‌دانست ازدواج کرد. حاصل این ازدواج نیز ۶ فرزند بود. فیش در این مدت علاوه بر خودفروشی، برای تأمین مخارج زندگی به‌عنوان نقاش ساختمان کار می‌کرد.

درحالی‌که آلبرت فیش هیچ‌وقت در مقابل فرزندان خود به آزار و خشونت متوسل نشد، ولی درحالی‌که فرزندانش دوران کودکی را سپری می‌کردند، بارها و بارها سایر کودکان را شکنجه و آزار جنسی داد. در سال ۱۹۱۰ بود که فیش در حین یک کار نقاشی ساختمان در ایالت دلاوِر با تومان کِدِن آشنا شد. فیش و کدن بلافاصله رابطه سادومازوخیستی را با یکدیگر آغاز کردند. هرچند معلوم نیست کدن تا چه حد با رضایت وارد این رابطه شده بود. فیش بعدها در اعترافات خود گفت که کدن احتمالا عقب‌مانده ذهنی بوده است. البته فرق گذاشتن بین واقعیت و خیال در ماجراهایی که فیش تعریف می‌کرد همیشه دشوار بوده است.

گریس باد فیش در نامه تکان‌دهنده‌ای که به والدین گریس باد نوشت، اعتراف کرد که خوردن جسد کامل دختربچه ۹ روز زمان برده است

تنها ۱۰ روز از اولین ملاقات او و کدن می‌گذشت که فیش او را به بهانه یک قرار ملاقات به خانه روستایی متروکه‌ای کشاند. وقتی کدن به آنجا رسید متوجه شد که فیش در را پشت سر او قفل کرده است. فیش به مدت ۲ هفته کدن را شکنجه کرد. قاتل تازه‌کار پسرک بیچاره را با طناب بست و شروع به مُثله کردن بدنش کرد. او حتی نیمی از آلت تناسلی او را نیز برید. ولی فیش ناگهان تغییر عقیده داد. فیش بعدها گفت که در ابتدا تصمیم داشته او را بکشد و پس از قطعه‌قطعه کرده بدنش، تکه‌های گوشت بدنش را با خود به خانه ببرد، ولی از این می‌ترسید که بردن گوشت در این هوای گرم به خانه باعث جلب‌توجه شود.

بنابراین به جای آن زخم‌های پسرک را با آب اکسیژنه شستشو داد و با پارچه‌ای آغشته به وازلین پانسمان کرد. سپس یک اسکناس ده دلاری برای تمام زحمت‌هایی که به کدن داده بود در جیبش گذاشت و خودش هم با اولین قطار به خانه برگشت و دیگر هیچ‌وقت از کدن چیزی نشنید. فیش بعدا به یاد آورد: «هیچ‌وقت جیغ‌ و نگاهی که به من انداخت را از یاد نمی‌برم.»

فیش می‌گفت، خدا به او فرمان می‌داد کودکان خردسال را شکنجه کند و بخورد

تا سال ۱۹۱۷ فیش دیگر کار خاصی نمی‌توانست برای پنهان کردن علائم بیماری روانی خود انجام دهد. همین نیز باعث شد همسرش او را ترک کند. خودزنی‌های فیش بعد از این ماجرا بیشتر نیز شد. از فرو کردن سوزن‌های بیشتر در کشاله ران تا حتی فرو کردن پارچه پشمی آغشته به گاز فندک درون باسن و آتش زدن آن. در همین اوقات او دچار توهمات شنوایی نیز شده بود. حتی در دوره‌ای او خود را درون قالی پیچید که به گفته خودش در این کار که ظاهرا برای تطهیر گناهان انجام می‌داد، دقیقا از دستورها یوحنای رسول (یکی از ۱۲ نفر حواریون مسیح) پیروی کرده است.

آلبرت فیش حین اعتراف به جنایت‌هایش در حضور کارآگاه ویلیام کینگ آلبرت فیش حین اعتراف به جنایت‌هایش در حضور کارآگاه ویلیام کینگ

فیش تا قبل از اینکه در منجلات آدمخواری غرق شود، حتی فرزندانش را هم وارد بازی‌های عجیب و غریب سادومازوخیستی خود کرد. فیش قبل از اینکه آدمخواری را شروع کند، اغلب گوشت خام می‌خورد. غذاهایی که گاهی فرزندانش را هم دعوت می‌کرد به او ملحق شوند.

خون‌آشام بروکلین گریس را می‌رباید

آلبرت فیش که شدیدا اسیر مشغله‌های ذهنی هولناکش بود، به مرور به سمت شکنجه و آدمخواری کشیده شد. فیش در این مدت تصمیم گرفت به دنبال طعمه‌های ساده‌ای برود. او اغلب به دنبال کودکان آسیب‌پذیری همچون یتیم‌های دارای عقب‌افتادگی ذهنی یا کودکان سیاه‌پوست بی‌سرپرست و بی‌خانمان می‌رفت، کسانی که به عقیده فیش هیچ‌کس متوجه گم شدن آن‌ها نمی‌شد. او در دوران محاکمات خود و در یادداشت‌های هراس‌انگیزی که در روزهای پیش از اعدام نوشت ادعا می‌کرد که خدا با او صحبت می‌کرد و به او فرمان می‌داد کودکان خردسال را شکنجه کند و بخورد.

عکس بازداشت آلبرت فیش متعلق به سال ۱۹۰۳عکس بازداشت آلبرت فیش متعلق به سال ۱۹۰۳

فیش در آن دوران در روزنامه‌های محلی به دنبال آگهی‌های کارجویان جوانی که به دنبال کار یا آگهی خانواده‌هایی که در جست‌وجوی نظافت‌چی یا خدمتکار بودند می‌گشت. او در میان یکی از همین صفحات‌ نیازمندی‌ روزنامه‌ها بود که طعمه بعدی خود، گریس باد را پیدا کرد. بااین‌حال، گریس همیشه هدف اصلی آلبرت فیش نبود. بلکه طعمه اول فیش ادوارد، برادر بزرگ‌تر او بود. ولی بعدا چشم قاتل به گریس افتاد و نظرش را تغییر داد.

ادوارد باد در یکی از روزنامه‌های محلی آگهی کرده بود که به دنبال کار در مزرعه یا روستا است. همین آگهی بلافاصله نظر فیش را به خود جلب کرد. فیش در ابتدا قصد داشت ادوارد را استخدام و او را پس از کشاندن به خانه روستایی شکنجه کند. به این ترتیب، فیش با نام ساختگی فرانک هوارد ادوارد را ملاقات کرد. او حتی به منزل خانواده باد در منهتن نیز رفت و خود را به خانواده او معرفی کرد.

فیش ادعا کرد که در روستا باید برخی امور کشاورزی را انجام دهد به دنبال کسی می‌گردد که بتواند در انجام این کارها به او کمک کند. ادوارد تمایل داشت که این کار را برای آن آقای بسیار عادی با چهره‌ خاکستری انجام دهد. ولی ناگهان نظر فیش عوض شد. درحالی‌که ادوارد همچنان مشغول فکر کردن به پیشنهاد کار او بود، فیش متوجه دختر جوانی شد که پشت صندلی والدینش ایستاده بود. او کسی نبود جز گریس ۱۰ ساله.

پلیس در حین جست‌وجوی اجساد قربانیان پلیس در حین جست‌وجوی اجساد قربانیان در نزدیکی کلبه آلبرت فیش در ویستریا، همان محلی که گریس باد شکنجه و کشته شد

فیش همان لحظه تصمیم خودش را گرفت و لحظه‌ای هم درنگ نکرد. درحالی‌که فیش در مورد مزرعه ساختگی و کاری که وجود خارجی نداشت با آب و تاب برای والدین آن دو، آلبرت باد و دلیا فلانگان صحبت می‌کرد، خیلی عادی اشاره کرد که حالا برای رفتن به جشن تولد خواهرزاده‌اش به شهر آمده و چقدر خوب می‌شد اگر به گریس کوچولو هم اجازه می‌دادند همراه او به جشن تولد برود. در کمال حیرت، آلبرت فیش، غریبه‌ای با چهره‌ای بی‌غل‌و‌غش و حتی مهربان، دلیا و آلبرت باد را متقاعد کرد که گریس نیز به او در جشن تولد خواهرزاده‌اش ملحق شود. تصمیمی که بدل به کابوس آلبرت و دلیا شد، چون آن‌ها دیگر هیچ‌وقت دختر خود را زنده ندیدند.

سرنوشت غم‌انگیز گریس باد

فیش گریس را با بهترین لباس پلوخوری‌اش به خانه روستایی خود برد. همان خانه‌ای که قرار بود اتاق شکنجه برادرش ادوارد باشد. طبق نامه‌ای که آلبرت فیش به دلیا فلانگان نوشت، او ابتدا در اتاق خواب طبقه‌ بالای خانه کاملا برهنه شد تا لباس‌هایش خونی نشود. در همین حال، گریس در حیاط گل‌وحشی‌های را به سلیقه خودش می‌چید تا با خود به خانه بیاورد. فیش دخترک را صدا کرد و لحظه‌ای که دخترک پای خود را به درون خانه گذاشت، با دیدن پیرمرد برهنه از وحشت زبانش بند آمد. گریس وقتی به خود آمد دید که با جیغ و گریه کمک می‌خواهد، ولی هیچ‌کس در آن حوالی صدایش را نمی‌شنید و فیش هم بلافاصله قبل از اینکه گریس فرار کند دستش را روی دهانش گذاشت و او را با خود به اتاق برد.

بعدها فیش جزئیات قتل و شکنجه و آدمخواری خود را با دقت وحشتناکی برای خانم باد نوشت: «ابتدا او را برهنه کردم. [او] لگد زد، گاز گرفت و چنگ انداخت. او را خفه کردم و بعدا بدنش را به تکه‌های کوچک تقسیم کردم تا بتوانم به اتاقم ببرم، بپزم و بخورم. چقدر گوشت او که در تنور کباب کردم، تُرد و خوش‌طعم بود. ۹ روز طول کشید تا تمام گوشت تنش را بخورم. با این وجود، به او تعرض نکردم، [ولی] کاشکی می‌خواستم و می‌توانستم.»

چقدر گوشت کبابی او تُرد و خوش‌طعم بود

این نامه ویرانگر که به وضوح برای به وحشت انداختن خانواده باد نوشته شده بود، اولین سرنخ‌ها را برای دستگیری قاتل به دست کارآگاهان پلیس داد. کاغذی که این نامه روی آن نوشته شده بود از جمله لوازم تحریر «انجمن خیریه اتحادیه رانندگان خصوصی نیویورک» بود. پلیس بلافاصله شروع به پرس‌وجو از کارکنان این شرکت کرد و متوجه شد که سرایدار شرکت این تکه کاغذ را در پانسیونی که در آنجا اقامت داشته جاگذاشته است.

آلبرت فیش پس از اعتراف به قتل گریس به زندان منتقل می‌شودآلبرت فیش پس از اعتراف به قتل گریس به زندان منتقل می‌شود

در همان پانسیون، شخصی به نام آلبرت فیش نیز اتاقی اجاره کرده بود. وقتی پلیس متوجه شباهت زیاد این فرد به فرانک هوارد، آدم‌ربای گریس شد، از او هم بازجویی کرد. در کمال تعجب، فیش در همان لحظه اول اعتراف کرد و حتی عملا با شتاب‌زدگی عجیبی جزئیات دقیق بلاهایی که بر سر گریس و همینطور بر سر ده‌ها کودک دیگر آورده بود را فاش کرد. آلبرت فیش در آن بازجویی به ده‌ها جنایت تکان‌دهنده اعتراف کرد که هر کدام از دیگری هولنا‌ک‌تر بود.

ولی در نهایت، تنها قتل سه کودک از جمله گریس به‌طور قطع ثابت شد. قتل گریس باد با اختلاف مخوف‌ترین جنایت فیش بود. اما دو قتل دیگر نیز کم‌تر دلهره‌آور نبودند. تصور می‌شود که آلبرت فیش عامل قتل پسر ۴ ساله‌ای به نام بیلی گافنی نیز بوده باشد. بیلی روز ۱۱ فوریه ۱۹۲۷ زمانی که با یکی از همسایگانش در بروکلین در بیرون منزل مشغول بازی بود ناپدید شد. آن کودک بعدا به پلیس گفت که «لولوخورخوره‌ای» بیلی را با خود برده است.

عکسی از تخته‌ میخدار فیش به همراه عکس رادیولوژی از لگن او که در آن جای ۲۹ سوزن به چشم می‌خوردعکسی از پاروی میخ‌دار فیش به همراه عکس رادیولوژی از لگن او که در آن جای ۲۹ سوزن به چشم می‌خورد

پسر ۳ ساله این لولوخورخوره را مرد باریک‌اندام مسن با موها و سبیل خاکستری توصیف کرد. در ابتدا پلیس مشخصاتی که پسربچه داده بود را چندان جدی نگرفت. ولی وقتی ماموران پلیس تمام منطقه را بدون پیدا کردن ردپایی از پسرک جست‌وجو کردند متوجه شدند که پسرک به احتمال زیاد ربوده شده است. او هم مانند دیگر قربانیان فیش هیچ‌وقت دوباره دیده نشد. ولی پس از دستگیری فیش، یک راننده تراموا در واشنگتن به پلیس مراجعه کرد و در همان نگاه اول او را همان پیرمرد عصبی توصیف کرد که در روز ناپدید شدن بیلی در واگن شهری دیده است. ظاهرا پیرمرد سعی داشت پسربچه کوچکی را که کنار او در تراموا نشسته بود و گریه می‌کرد و مادرش را می‌خواست به هر ترتیب ممکن ساکت کند. مرد که متوجه نگاه مشکوک دیگران شده بود، بلافاصله در توقف بعدی به همراه پسربچه از تراموا خارج شد.

فیش به آدم‌ربایی و قتل بیلی با همان جزئیات تکان‌دهنده‌ مخصوص خودش اعتراف کرد: «یکی از کمربندهایم را نصف کردم و ۶ تسمه باریک ۲۰ سانتی‌متری درست کردم. آنقدر به کمر برهنه او شلاق زدم تا خون راه افتاد. گوش‌ها و بینی او را قطع کردم، دهانش را از گوش تا گوش بریدم. چشمانش را درآوردم. آن موقع دیگر او مرده بود. چاقو را در شکمش فرو کردم و دهانم را روی تنش گذاشتم و از خونش نوشیدم.»

فیش پس از اینکه هیئت منصفه فیش پس از اینکه هیئت منصفه در دادگاه فدرال وایت‌پلینز او را به جرم قتل عمد گریس باد محکوم شناخت

اگرچه هیچکس نتوانست آنچه از جسد بیلی باقی‌مانده بود را پیدا کند، ولی به سرعت جسد سومین قربانی آلبرت فیش پیدا شد. قربانی بعدی پسر جوانی به نام فرانسیس مک‌دانل بود که در سال ۱۹۲۴ هنگام بازی با برادرش و گروهی از دوستانش در استتن‌آیلند، نیویورک ناپدید شده بود. جسد او کمی بعد در جنگل پیدا شد. ظاهر ماجرا نشان می‌داد که او به وسیله دوبنده‌های شلوارش خفه شده بود.

مدت کوتاهی قبل از مرگ آلبرت فیش، او اعتراف کرد،‌ او همان کسی است که فرانسیس را به جنگل کشاند و بعدا به او حمله کرد و خفه‌اش کرد. او اعتراف کرد که می‌خواست همچون سایر قربانیان جسد او را نیز تکه‌تکه کند، ولی با شنیدن صدایی سریعا از صحنه قتل متواری شده است.

سرانجام آلبرت فیش اعدام شد

محاکمه آلبرت فیش روز ۱۱ مارس ۱۹۳۵ آغاز شد و از شواهد و قرائن به وضوح مشخص بود که متهم فاقد عقل سلیم است. به همین ترتیب، وکیل مدافع فیش برای تبرئه او به دنبال اثبات جنون متهم بود. فیش در جریان محاکمات خود اعتراف کرد که مبتلا به توهمات شنیداری در قالب صدها صدای مختلف بوده که او را به قتل کودکان تشویق می‌کردند. با وجود روانپزشکان متعددی که در دادگاه بر صحت ادعای جنون متهم شهادت دادند، ولی هیئت منصفه فیش را آنقدر عاقل تشخیص داد که او را مجرم بشناسد. محاکمه آلبرت فیش ۱۰ روز به طول انجامید و با صدور حكمی كه منجر به اعدام فیش به وسیله صندلی الکتریکی شد پایان یافت.

با وجودی که جنون فیش حتمی بود، ولی هیئت منصفه عاقلانه‌ترین کار را اعدام او می‌دانستبا وجودی که جنون فیش حتمی بود، ولی هیئت منصفه عاقلانه‌ترین کار را اعدام او می‌دانست

درحالی‌که فیش پشت میله‌های زندان ایالتی سینگ‌سینگ، نیویورک منتظر سرنوشت خود بود، به او اجازه داده شد تا یک سری یادداشت‌ها را در مورد جنایات خود بنویسد. این یادداشت‌ها قرار بود به خبرنگاران کمک کند جزئیات پرونده او را به صورت جامع و کامل در مطبوعات گزارش دهند. مطمئنا چنین گزارش‌های دسته اولی از زبان خود قاتل خوانندگان را مجذوب می‌کرد. درحالی‌که تصور کلی بر این است که فیش بین ۳ تا ۹ نفر را کشته، ولی خود فیش تعداد قربانیان را خیلی بیشتر از اینها می‌داند. او حتی ادعای وحشتناک مبنی بر «داشتن [قربانی] کودکی در هر ایالت» را نیز داشت که هیچ‌وقت تأیید نشد. در همین حال، خاطرات قاتل دیوانه نیز هرگز روشنایی روز را به خود ندیدند.

مقاله‌های مرتبط:

قبل از اعدام آلبرت فیش در حوالی نیمه‌شب ۱۶ ژانویه ۱۹۳۶ وکیل مدافع او، جک دمپسی از انتشار یادداشت‌های موکل خود خودداری کرد. واضح بود آنچه فیش در یادداشت‌های خود نوشته فوق‌العاده وحشتناک‌تر از آن چیزی بود که برای عموم مردم قابل هضم باشد. دمپسی در این خصوص گفت: «هیچ‌وقت این [یادداشت‌ها] را به کسی نشان نمی‌دهم. این‌ها قبیح‌ترین و وقیح‌ترین کارهایی بودند که در عمرم درباره‌شان خواندم.»

ظاهرا آلبرت فیش چندان ترسی از مردن نداشت و حتی گفته شده، بی‌صبرانه منتظر اعدام با صندلی الکتریکی بوده است. او حتی به نگهبانان جوخه اعدام گفت: «روی صندلی الکتریکی مُردن چه هیجانی خواهد داشت. حد اعلی هیجانی که خواهم داشت و تنها چیزی که امتحان نکردم.»

عکس شاخص: پوستر فیلم «مرد خاکستری (۲۰۰۷)» که بر اساس زندگی آلبرت فیش ساخته شد.

فسیل‌های ۱۲۵ میلیون‌ ساله‌ای که می‌توانند حاوی DNA دایناسورها باشند | بیست مارکت

فسیل‌های ۱۲۵ میلیون‌ ساله‌ای که می‌توانند حاوی DNA دایناسورها باشند | بیست مارکت

فسیل‌های دایناسوری با قدمت ۱۲۵ میلیون‌ سال در چین کشف شدند که می‌توانند حاوی بقایای DNA دایناسورها باشند. اگر ساختارهای میکروسکوپی موجود درون این فسیل‌ها از نوع DNA باشند، می‌توان گفت قدیمی‌ترین رکورد حفظ مواد کروموزومی در فسیل مهره‌داران به‌دست آمده است.

DNA در کروموزوم‌های موجود در هسته‌ی سلول قرار دارد. بر‌‌‌اساس گزارش پژوهشگران، قدمت ساختارهای هسته‌ی سلولی موجود در فسیل گیاهان و جلبک‌ها به میلیون‌ها سال قبل بازمی‌گردد. طبق پژوهش‌ها، حتی ممکن است مجموعه‌ای از میکروفسیل‌های مربوط به ۵۴۰ میلیون سال پیش این هسته‌ها را حفظ کرده باشند.

ادعاهای یادشده بسیار جنجالی و بحث‌برانگیز‌‌ند؛ زیرا به‌سختی می‌توان هسته‌ی فسیل‌شده را از حباب تصادفی معدنی که در طول فرایند فسیل ایجاد شده است، تشخیص داد. پژوهشگران در بررسی جدیدی که ۲۴ سپتامبر در مجله‌ی Communications Biology منتشر شد، غضروف‌های فسیلی دایناسور پرداری به نام کادیپتریکس (Caudipteryx) را با سلول‌های مرغ‌های مدرن مقایسه‌ کردند و متوجه شدند ساختارهای موجود در فسیل‌ها شباهت زیادی با کروماتین یا نخ‌های DNA و پروتئینی دارند.

امیلی کارلیسل، دانشجوی دکتری و پژوهشگر فسیل‌های میکروسکوپی از دانشگاه بریستول انگلستان، دراین‌باره می‌گوید: «این حقیقت نشان می‌دهد نیاز به پژوهش‌های بیشتری داریم تا نشان دهیم پس از مرگ سلول چه اتفاقی برای DNA و کروموزوم‌ها رخ می‌دهد.»

DNA دایناسور

هنوز پژوهشگران فاصله‌ی زیادی با احیای دایناسورها از‌طریق DNA فسیلی آن‌ها دارند. آلیدا بایلیول، زیست‌دیرین‌شناس آکادمی علوم چین و سرپرست پژوهش‌های جدید بیان می‌کند: «حتی اگر DNA یا مولکولی مشابه DNA در فسیل‌ها وجود داشته باشد، از نظر شیمیایی بسیار تغییر پیدا کرده است.» با‌این‌حال به‌گفته‌ی وی، اگر دیرینه‌شناسان بتوانند مواد کروموزومی موجود در فسیل‌ها را شناسایی کنند، روزی خواهند توانست بخش‌های کوچکی از یک توالی ژنتیکی را حل کنند. بدین‌ترتیب، داده‌های بیشتری درباره‌ی فیزیولوژی دایناسورها به‌دست خواهد آمد.

باوجوداین، پژوهشگران ابتدا باید به وجود قطعی DNA در فسیل‌ها پی ببرند. تا چندی پیش، اغلب دیرینه‌شناسان تصور می‌کردند قبل از فرایند فسیل‌سازی، فرسایش باعث از‌بین‌رفتن محتوای سلول‌ها و ساختارهای میکروسکوپی موجود در سلول‌ها باعث از‌بین‌رفتن محتوای سلول‌ها مثل اندامک‌ها و غشاها می‌شود.

اخیرا دیرینه‌شناسان به ساختارهای سلولی درخورقبولی در چند فسیل دست پیدا کردند. برای مثال، ساختارهای سلولی سرخس ۱۹۰ میلیون ساله که سال ۲۰۱۴ در مجله‌ی Science به آن پرداخته شد، زیر خاکسترهای آتشفشانی مدفون و به‌سرعت فسیل شده بودند؛ به‌طوری‌که برخی از آن‌ها در فرایند تقسیم سلولی منجمد شده بودند. کروموزوم‌های بدون خطا را می‌توان در برخی از این سلول‌ها پیدا کرد.

بایلیول و همکارانش سال ۲۰۲۰ گزارشی از پایداری احتمالی DNA در جمجمه‌ی یک هیپاکروساروس خُردسال را گزارش کردند که ۷۵ میلیون سال پیش زندگی می‌کرد. DNA احتمالی که در غضروف این دایناسور پیدا شده، بافتی اتصالی است که مفاصل را به یکدیگر وصل می‌کند. بایلیول می‌افزاید: «به این غضروف بسیار علاقه‌‌مند بودیم؛ زیرا بافت خوبی برای پایداری سلولی است.»

فسیل دایناسوری

این تصویر تخته‌سنگ حاوی فسیل Caudipteryx را نشان می‌دهد که با نمایی بسته از استخوان ران همراه است

مخفی در میان سنگ‌ها

پژوهشگران در بررسی جدید خود به گونه‌ی caudipteryx روی آوردند که در موزه‌ی طبیعی شاندونگ تیانوی چین نگه‌داری می‌شود. این فسیل که در استان شمال‌شرقی لیائونینگ کشف شد، غضروفی نسبتا بزرگ دارد. پژوهشگران از رنگ‌هایی که در عکس‌برداری DNA بافت‌های مدرن به‌کار می‌روند، برای رنگ‌آمیزی غضروف استفاده کردند. این رنگ‌ها جذب DNA می‌شوند و آن را به رنگ مشخصی درمی‌آورند و باعث می‌شوند DNA از میان هسته خودنمایی کند. بایلیول و تیم او با بررسی غضروف‌های فسیلی با روش‌های میکروسکوپی نشان دادند سلول‌های غضروف حاوی ساختارهای هسته‌مانند با مخلوطی از کروماتین هستند.

به گفته‌ی بایلیول، شباهت هسته‌ی سلول دایناسور با سلول‌های مدرن، وجود DNA را ثابت نمی‌کند. او اضافه می‌کند: «این شواهد نشان می‌دهد بخش‌هایی از مولکول‌های زیستی اصلی مثل بخشی از DNA اصلی در سلول وجود دارند؛ اما هنوز نمی‌توان با اطمینان در‌این‌باره سخن گفت. در ابتدا باید به ماهیت دقیق این مولکول‌های زیستی پی ببریم.»

مقاله‌های مرتبط:

به‌گفته‌ی کارلیسل، به‌نظر می‌رسد عکس‌‌برداری هسته را نشان می‌دهد؛ اما شناسایی کروموزوم‌های فسیلی دشوارتر است؛ زیرا هیچ‌کس نمی‌داند پس از فرسایش، دقیقا چه بلایی سر کروموزوم‌ها آمده است. ممکن است محتویات هسته به ساختارهایی مشابه کروموزوم تبدیل شده باشند یا فریند فسیل‌سازی بخشی از ساختار مولکولی اصلی را حفظ کرده باشد. بر‌‌‌اساس پژوهشی در سال ۲۰۱۲، DNA استخوان در بازه‌ی ۷ میلیون سال کاملا تجزیه می‌شود؛ اما زمان‌بندی آن به‌شدت به عوامل محیطی وابسته است.

کارلیسل درپایان می‌گوید: «انجام آزمایش روی این فسیل‌ها و بررسی اتفاقاتی که بر سر خود هسته آمده، جذاب‌تر از بررسی‌های سطح سلول است.» بایلیول و همکارانش امیدوار هستند برای شناسایی ساختارهای اسرارآمیز بتوانند داده‌های شیمیایی بیشتری جمع‌آوری کنند.

شایعه: گلکسی S21 FE از ۷ آبان به بازار عرضه خواهد شد | بیست مارکت

شایعه: گلکسی S21 FE از ۷ آبان به بازار عرضه خواهد شد | بیست مارکت

سامسونگ خود را برای رویداد آنپکد بعدی‌اش آماده می‌کند، رویدادی که ۲۰ اکتبر (۲۸ مهر ۱۴۰۰) برگزار خواهد شد. حال، برخی از منابع زنجیره تأمین‌کنندگان تایوانی اعلام کرده‌اند که غول کره‌ای دنیای فناوری احتمالا در این رویداد گلکسی S21 FE را رونمایی خواهد کرد.

مقاله‌های مرتبط:

به‌‌گزارش گیزموچاینا، طبق اعلام یکی از افشاکنندگان خبرهای فناوری به‌ نام Lanzuk، سامسونگ ۲۰ اکتبر گوشی هوشمند مورد‌انتظار گلکسی S21 FE را رسما معرفی خواهد کرد. همچنین، این منبع اعلام کرده است که پس از رویداد ذکرشده، کاربران می‌توانند این گوشی هوشمند را پیش‌خرید کنند. تاریخ عرضه این گوشی به بازار نیز ۲۹ اکتبر (۷ آبان ۱۴۰۰) خواهد بود که در ابتدا فقط در برخی از نقاط جهان در‌دسترس قرار خواهد گرفت.

گلکسی s21 fe

طبق اعلام منبع این خبر، عرضه برخی از لوازم جانبی مرتبط با گلکسی S21 FE آغاز شده و این یعنی زمان زیادی تا معرفی این محصول باقی نمانده است. سامسونگ نیز مثل بسیاری از شرکت‌های دیگر با مشکلاتی در زمینه کمبود تراشه‌های موبایلی مواجه و همین امر موجب شد تا شایعاتی مبنی‌بر لغو تولید گلکسی S21 FE منتشر شود. باوجوداین، گزارش‌های جدید حاکی از آن است که این شرکت کره‌ای تولید انبوه محصول اشاره‌شده را آغاز کرده است.

گلکسی S21 FE در‌واقع گوشی هوشمند رده‌بالایی محسوب می‌شود که از بیشتر قابلیت‌ها و امکانات ارائه‌شده در پرچم‌داران سری گلکسی اس ۲۱ بهره می‌برد. البته این محصول از مدل‌های اصلی پرچم‌داران سامسونگ قیمت ارزان‌تری دارد؛ به‌همین‌دلیل، می‌توان انتظار داشت برخی از مشخصات سخت‌افزاری‌ آن از برادران گران‌قیمت‌ترش ضعیف‌تر باشد.

دیدگاه شما کاربران یست مارکتدرباره گلکسی اس S21 FE چیست؟

شایعه: پیکربندی پایه مک‌بوک پرو ۲۰۲۱ با ۱۶ گیگابایت رم و ۵۱۲ گیگابایت حافظه داخلی در دسترس خواهد بود | بیست مارکت

شایعه: پیکربندی پایه مک‌بوک پرو ۲۰۲۱ با ۱۶ گیگابایت رم و ۵۱۲ گیگابایت حافظه داخلی در دسترس خواهد بود | بیست مارکت

اپل ساعاتی پیش رسما اعلام کرد که رویداد بعدی خود را در ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه ۲۶ مهر ماه برگزار خواهد کرد. پیش‌بینی می‌شود که یکی از محتمل‌ترین محصولات این رویداد نسل بعدی مک‌بوک پرو در ابعاد ۱۴ و ۱۶ اینچی باشد. اکنون افشاگری در توییتر با نام کاربری Dylandkt، جزئیاتی را از پیکربندی نوت‌بوک مذکور به اشتراک گذاشته است که نشان می‌دهد مدل‌های پایه مک‌بوک پرو ۱۴ و ۱۶ اینچی دارای ۱۶ گیگابایت رم و ۵۱۲ گیگابایت فضای ذخیره‌سازی خواهند بود.

افزون‌براین، انتظار می‌رود مدل‌هایای جدید دارای وب‌کم ارتقایافته با پشتیبانی از رزولوشن 1080p باشند و در بطن هر دو مدل تراشه M1X با پردازنده مرکزی ۱۰ هسته‌ای یکسان جای خواهد گرفت. افشاگر یادشده ادعا می‌کند که اپل همراه با محصول یک آداپتور شارژ جدید ارائه می‌دهد که تعجب‌آور نیست؛ زیرا شایعات قبلی از آن حکایت داشتند که مک‌بوک پرو بعدی دارای یک درگاه شارژ مگ‌سیف جدید ایت که به سخت‌افزار جدید شارژ نیاز دارد.

مقاله‌ی مرتبط:

در این گزارش آمده است که مدل‌های مک‌بوک پرو دارای نمایشگرهای مینی ال‌ای‌دی و حاشیه‌های کوچک‌تر بدون لوگوی پایینی هستند که با شنیده‌های پیشین مطابقت دارد و گفته می‌شود فاصله قیمت بین گزینه‌های ۱۴ و ۱۶ اینچی بسیار کمتر از گزینه‌های کنونی ۱۳ و ۱۶ اینچی مک‌بوک پرو است.

امروز در گزارشی از راس یانگ، تحلیلگر نام‌آشنای صنعت نمایشگر، منتشر و در آن ادعا شد که نمایشگر جدید مشابه نمونه به‌کاررفته در آیپد پرو ۱۲٫۹ اینچی از نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز پشتیبانی خواهد کرد. Dylandkt نیز ادعا می‌کند اپل در اوایل سال جاری میلادی نمونه‌های اولیه مک‌بوک با نمایشگر ۱۲۰ هرتزی را آزمایش کرده است؛ اما نمی‌تواند تأیید کند که مک‌بوک پرو بعد به این نوع نمایشگر مجهز خواهد شد یا خیر.

رویداد یادشده دوشنبه، ۲۶ مهرماه ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه به وقت تهران پخش خواهد شد. اپل مدتی است به‌دلیل محدودیت‌های ناشی از ویروس کرونا، رویدادهایش را مجازی برگزار می‌کند و گمان می‌رود از قالب مجازی‌اش برای رویداد آتی پیروی کند؛ ازاین‌رو، سخنرانی اصلی ویدئویی از‌پیش‌ضبط‌شده و فیلم‌برداری زیبا از اپل‌پارک و حضور چندین مدیر و مهندس اپل خواهد بود. ما نیز در یست مارکتمانند هر سال این رویداد را لحظه‌به‌لحظه پوشش خواهیم داد.

برای مطالعه‌ی تمام مقالات مرتبط با کامپیوترهای مک به این صفحه مراجعه کنید.

شایعه: اپل در حال کار روی نسل بعدی اپل تی‌وی و کنسول دستی مشابه نینتندو سوییچ است | بیست مارکت

شایعه: اپل در حال کار روی نسل بعدی اپل تی‌وی و کنسول دستی مشابه نینتندو سوییچ است | بیست مارکت

به‌گزارش MacRumors و با استناد به منابع آگاه به سیاست‌های اپل، غول دنیای فناوری قصد دارد نسل بعدی دستگاه پخش محتوایش موسوم به اپل تی‌وی را دستخوش تغییراتی بنیادی کند. براساس گزارش یادشده، اپل تی‌وی بعدی سطح رویی از جنس پلکسی گلاس خواهد داشت که انتظار می‌رود در نسل بعدی مک از این مؤلفه طراحی استفاده شود.

در این گزارش، آمده است که طراحی جدید به‌نوعی یادآور طراحی نسل اول اپل تی‌وی است؛ البته باید به این نکته توجه کرد که iDropNews سابقه خاصی در افشای محصولات اپل ندارد؛ بنابراین، این اطلاعات باید به دید شایعه نگریسته شود. براساس گزارش مذکور، دستگاه پخش محتوای جدید اپل لبه‌هایی تخت مانند محصولات اخیر این شرکت همچون آیپد پرو و آیفون ۱۳ خواهد داشت. این در حالی است که اپل تی‌وی فعلی نیز لبه‌های تخت و گوشه‌های منحنی دارد و این ادعا تا حدودی مبهم به‌‌نظر می‌رسد.

نسل نخست اپل تی‌وی

نخستین نسل اپل تی‌وی که ادعا می‌شود مدل جدید از آن الهام خواهد گرفت

شواهد نشان می‌دهد اپل در حال ساخت دستگاهی ادغام‌شده از اپل تی‌وی و هوم‌پاد است که به دوربین فیس‌تایم (وب‌کم) نیز مجهز خواهد شد. شایعه دیگر در این گزارش مربوط به ساخت کنسول بازی شبیه به نینتندو سوییچ است. قبل از رونمایی اپل تی‌وی ۲۰۲۱، گفته می‌شود کوپرتینویی‌ها در حال ساخت نسخه بسیار قدرتمند این محصول با تمرکز بر قابلیت‌های گیمینگ هستند که می‌تواند بازی‌های AAA را با تنظیمات گرافیکی مناسبی اجرا کند.

مقاله‌ مرتبط:

همچنین، گفته می‌شود که این شرکت کنسولی دستی را به‌زودی رونمایی خواهد کرد و بدین‌منظور در حال مذاکره با تعدادی از استودیوهای معروف بازی‌سازی، ازجمله یوبی‌سافت (Ubisoft)، سازنده عناوین مشهوری همچون اساسینز کرید، فارکرای، واچ داگز و… درباره ساخت بازی برای دستگاه جدیدش است.

شایعات جدید حاکی از آن است که اپل کنسول بازی هیبریدی بسیار قدرتمندی رونمایی خواهد کرد و از هر آنچه مایکروسافت یا سونی در سال ۲۰۲۱ ارائه می‌دهد، عملکردش بهتر خواهد بود! البته این ادعا نیز تا حدودی عجیب به‌نظر می‌رسد؛ چراکه کنسول‌های دستی معمولا با‌‌‌توجه‌‌به ابعاد کوچکشان بسیار ضعیف‌تر از کنسول‌های خانگی هستند. بااین‌حال، درسطح کنسول دستی سخت‌افزار قطعا مشکلی برای اپل ایجاد نمی‌کند؛ زیرا تراشه A15 Bionic و M1 کاملا توانایی اجرای بازی‌های فشرده سه‌بعدی را دارند و چندین برابر از پردازنده بسیار قدیمی نینتندو سوییچ قوی‌تر‌‌‌‌ند.

شایعات قبلی حاکی از آن بودند که کوپرتینویی‌ها مشغول کار روی تراشه‌ جدیدی برای کنسول یادشده هستند که با تمرکز بر قابلیت‌های گیمینگ ساخته خواهد شد و از قابلیت‌های کنسول‌های نسل‌نهمی سونی و ایکس‌باکس همچون ری‌تریسینگ پشتیبانی می‌کند.‌ درحال‌حاضر، آنچه‌ غول دنیای فناوری به آن احتیاج دارد، فروشگاه نرم‌افزاری پر از بازی‌های سطح کنسولی است. قطعا اکنون کاربران می‌توانند بازی‌های عالی را در اپ‌استور پیدا کنند؛ اما بیشتر آن‌ها بازی‌های موبایل هستند و نه بازی‌هایی که بتوانند در رایانه‌های شخصی ویندوز و پلی‌استیشن یا حتی نینتندو سوییچ بیابند.

اگر اپل بخواهد کنسول قابل‌حمل خود را بسازد، ابتدا باید مطمئن شود که بازی‌های جذاب کافی برای فروش دستگاهی خواهد داشت که عمدتا بر این موضوع متمرکز است. سرویس اپل ارکید را می‌توان یک شروع دانست؛ اما هنوز مسیری طولانی برای بهترشدن در پیش دارد. سپتامبر ۲۰۱۹، اپل در‌کنار رونمایی سری آیفون ۱۱ و اپل واچ سری ۵، سرویس بازی‌محور موسوم به اپل آرکید را معرفی کرد. اپل آرکید با حدود ۷۰ عنوان راه‌اندازی شد و تا پایان همان سال، غول دنیای فناوری تعداد عناوین انحصاری‌اش را به ۱۰۰ بازی رساند.

با ارائه سرویس یادشده، کانون توجه اپل بیشتر روی بازی‌های ایندی (Indie Game) و خلاق و کوچکی معطوف شده است که می‌توانند روی آیفون، آیپد، مک و حتی اپل تی‌وی به‌صورت بومی اجرا شوند. جدیدترین اخبار حاکی از آن است که دو سال پس از عرضه این سرویس، تعداد بازی‌هایش به ۲۰۰ عنوان افزایش پیدا کرده است.

برای مطالعه تمام مقالات مرتبط با اپل به این صفحه مراجعه کنید.

چه کسانی بیت کوین را توسعه می‌دهند؟ | بیست مارکت

چه کسانی بیت کوین را توسعه می‌دهند؟ | بیست مارکت

نگه‌داری و ارتقای منظم پروتکل بیت کوین مانند اکثر پیاده‌سازی‌های نرم‌افزاری، بسیار مهم است. البته ماهیت غیرمتمرکز و متن‌باز پروتکل بیت کوین باعث شده است تا شرایط توسعه این رمزارز کمی دشوار شود. ازآنجا‌که بیت کوین را یک نهاد واحد کنترل نمی‌کند، توسعه و نگه‌داری آن باید رضایت شرکت‌کنندگان‌ِ شبکه را جلب کند. اگر ارتقای پیشنهادی نتواند پشتیبانی کافی را از‌طریق توسعه‌دهندگان دیگر به‌دست آورد، احتمال اعمال آن روی بیت کوین کم است.

مقاله‌های مرتبط:

بر‌‌‌‌‌‌‌اساس اعلام کوین‌مارکت‌کپ، همان‌طور‌‌‌که پیاده‌سازی نرم‌افزاری و سایر عملیات‌های شبکه بیت کوین منوط به تمرکززدایی و اجماع است، تیم توسعه‌دهنده‌ای که روی این ارز دیجیتال کار می‌کند، می‌کوشد برخی از اصول ارزهای رمزنگاری‌شده را حفظ کند. دراصل، هیچ شخص یا شرکت خاصی بر توسعه پروژه بیت کوین نظارت نمی‌کند. در‌عوض، افراد یا تیم‌هایی از سراسر جهان توسعه یا ارائه پیشنهاد برای این پروژه را شروع می‌کنند.

این به‌روزرسانی‌ها و پیشنهاد‌ها را متعاقبا صدها توسعه‌‌دهنده دیگر بررسی می‌کنند که به‌طور فعال روی پروژه یاد‌شده کار می‌کنند. در‌ نتیجه این بررسی‌ها، پیشنهاد به‌روزرسانی مدنظر تأیید یا رد خواهد شد. با‌توجه‌‌‌به ماهیت انتقادی این وظایف، درک نحوه عملکردِ توسعه بیت کوین و شناسایی افراد و نهادهای پیشرو در این پروژه مهم است. در این مقاله، برخی از توسعه‌دهنگان برجسته بیت کوین، به‌خصوص آن‌هایی که روی هسته پروژه کار می‌کنند، با‌هم مرور خواهیم کرد.

هسته بیت کوین چیست؟

هسته بیت کوین (Bitcoin Core) نرم‌افزاری محبوب است که شرکت‌کنندگان در تیم توسعه‌ از آن برای ایجاد گره، ذخیره سکه‌ها، انجام معاملات و کارهای دیگر در شبکه بیت کوین استفاده می‌کنند. هسته بیت کوین را می‌توان به رابط یا دروازه‌ای تشبیه کرد که نحوه تعامل کاربران با بلاک چین بیت کوین را تعیین می‌کند. عملکردهای هسته بیت کوین مثل روشی است که مرورگر گوگل‌کروم برای اتصال به وب‌سایت‌ها و پیمایش اینترنت در‌اختیار کاربران قرار می‌دهد.

بیت کوین

همان‌طورکه مرورگرهای اینترنتی متعددی به‌غیر از کروم وجود دارد، علاوه‌بر هسته بیت کوین، چند نرم‌افزار بیت کوین سمت‌ کاربر دیگر نیز وجود دارد؛ اگرچه هیچ‌یک از این نرم‌افزارها به‌اندازه برنامه کاربردی هسته بیت کوین استفاده نشده و تأثیرگذاری آن‌ها نیز کمتر است. دلیل این موضوع آن است که ساتوشی ناکاموتو، خالق یا شاید خالقان ناشناس بیت کوین، نرم‌افزاری طراحی کرده که از هسته بیت کوین جدا شده است.

هسته بیت کوین را می‌توان به رابط یا دروازه‌ای تشبیه کرد که نحوه تعامل کاربران با بلاک چین بیت کوین را تعیین می‌کند

همان‌طورکه مرورگرهای اینترنتی متعددی به‌غیر از Chrome وجود دارد، علاوه‌بر Bitcoin Core چندین مشتری نرم‌افزار Bitcoin نیز وجود دارد. با‌‌این‌‌حال، هیچ‌یک از این مشتریان دیگر به‌اندازه برنامه کاربردی Bitcoin Core به‌طور گسترده استفاده نمی‌شوند یا تأثیرگذار نیستند. این بدین‌دلیل است که ساتوشی ناکاموتو نرم‌افزاری ایجاد کرده که بیت کوین هسته از آن جدا شده است.

به‌عبارت‌‌دیگر، هسته بیت کوین هنوز به‌عنوان نرم‌افزارِ اصلی سمت‌ کاربر این ارز دیجیتال شناخته می‌شود که ایدئولوژی موردحمایت ناکاموتو را به بهترین نحو ممکن حفظ می‌کند. علاوه‌بر‌این، هسته بیت کوین از تلاش‌های تیم‌های بزرگ توسعه‌دهندگانش در سراسر جهان بهره می‌برد؛ بنابراین، بیشتر استانداردها را برای سایر نرم‌افزارهای سمت‌ کاربر بیت کوین تعیین می‌کند.

به‌دلیل اینکه توسعه‌دهندگان زیادی در هسته بیت کوین مشارکت می‌کنند، ردیابی همه آن‌ها تا حدودی دشوار است. باید توجه کنید که برای تبدیل‌شدن به توسعه‌دهنده بیت کوین، شرایط خاصی وجود ندارد و هرکس می‌تواند به این تیم بپیوندد، آن را ترک یا فقط به‌طور خاص روی یک بخش از آن کار کند. توسعه‌دهندگان برای مشارکت در توسعه هسته بیت کوین حتی به فاش‌کردن هویت خود نیازی ندارند؛ به‌همین‌دلیل، تهیه فهرستی جامع از توسعه‌دهندگان هسته بیت کوین چه در گذشته و چه در‌حال‌حاضر کار ساده‌ای نیست.

با‌‌‌توجه‌‌‌به این موضوع، CMC Alexandria تصمیم گرفته است رهبری شرکت‌ها و بنیادهای مختلفی را برعهده گیرد که برنامه‌های حمایتی یا اعطایی به تیم توسعه‌دهندگان هسته بیت کوین ارائه می‌دهند. با درنظر‌گرفتن تأمین‌کنندگان مالی این پروژه، شناسایی برخی از توسعه‌دهندگان برجسته و فعال‌ هسته بیت کوین کمی آسان‌تر شده است.

چه کسانی از توسعه هسته بیت کوین حمایت مالی می‌کنند؟

اسکوئر کریپتو (Square Crypto)

اسکوئر کریپتو

اسکوئر کریپتو تیم تحقیقاتی مستقلی است که اسکوئر آن را با هدف بهبود نرم‌افزار متن‌باز بیت کوین ایجاد کرده است. اسکو‌ئر کریپتو در راستای مأموریت این تیم از چند توسعه‌دهنده حمایت مالی می‌کند؛ توسعه‌دهندگانی که در حال ارائه پیشنهاد یا پیاده‌سازی به‌روزرسانی‌ها و ارتقای هسته بیت کوین هستند. از‌جمله این توسعه‌دهندگان می‌توان به واسیل دیمو، جان اتک، گلوریا ژائو، مت کارلو و اعضای دائمی تیم یاد‌شده اشاره کرد.

چِین‌کد (Chaincode)

چین کد

چین‌کد یکی از سازمان‌های تحقیقاتی ارز دیجیتال مستقر در نیویورک است که به پیشرفت شبکه بیت کوین کمک می‌کند. این پلتفرم علاوه‌بر توسعه‌دهندگان دائمی بیت کوین که در تیمش حضور دارند، به توسعه‌دهندگان مستقل این پروژه نیز کمک مالی می‌کند. از‌جمله توسعه‌دهندگان مهم هسته بیت کوین که این سازمان به آن‌ها کمک‌های مالی می‌کند، عبارت‌اند از: پیتر وویل، الکس مورکوس، سوهاست دفتوار، جان نیوبری، روس یانوفسکی، مارکو فالکه و کارل دانگ.

ام‌آی‌تی دی‌سی‌آی (MIT DCI)

mit dci

آزمایشگاه ارز دیجیتال ام‌آی‌تی مدیا (MIT DCI) یکی دیگر از سازمان‌های تحقیقاتی‌ فعال در حوزه توسعه ارزهای رمزنگاری‌شده است که علاوه‌بر تیم اختصاصی توسعه‌دهندگان خود، به برخی دیگر از مشارکت‌کنندگان در توسعه پروژه بیت کوین کمک مالی می‌کند. این سازمان برخلاف بسیاری از حامیان توسعه بیت کوین، پول موردنیاز برای ارائه کمک‌های مالی را ازطریق جمع‌آوری کمک‌های مالی سایر شرکت‌ها و اشخاص به‌دست می‌آورد. از‌جمله توسعه‌دهندگان موردحمایت این سازمان می‌توان به کوری فیلد (Cory Field) و ولادمیر ون‌در‌لان (Wladimir van der Laan) اشاره کرد.

بلاک‌استریم (Blockstream)

بلاک استریم

بلاک‌استریم ازجمله شرکت‌های فناوری فعال در حوزه بلاک چین است که VC از آن پشتیبانی می‌کند. این شرکت را برخی از توسعه‌دهندگان برجسته هسته بیت کوین همچون گرگوری ماکسول، خورخه تیمون، مت کورالو، پیتر وویل و مارک فریدنباخ تأسیس کرده‌اند. هدف اصلی شرکت مذکور ایجاد زنجیره‌ای جانبی برای بیت کوین است که امکان تراکنش‌های مشارکتی را فراهم می‌کند. درحال‌حاضر افرادی مثل اندرو چو عضو تیم توسعه‌دهنده اختصاصی هسته بیت کوین در بلاک‌استریم هستند.

جِمِنای (Gemini)

صرافی جمنای

جمنای یکی از صرافی‌های ارز دیجیتال محسوب می‌شود که متعهد شده است با حمایت از توسعه‌دهندگان هسته بیت کوین، به ارتقای این شبکه کمک کند. برخی از توسعه‌دهندگان مورد‌حمایت این صرافی عبارت‌اند از: جارول رودریگز و دهرو مهتا و آمیتی اوتاروار.

کوین‌بیست (Coinbase)

Bitcoin exchange Coinbase

کوین‌بیس اخیرا به گروه حامیان توسعه‌دهندگان بیت کوین پیوسته است. این صرافی از آغاز برنامه اختصاصی خود برای توسعه هسته بیت کوین خبر داده است. از‌جمله اولین توسعه‌دهندگانی که از این شرکت کمک مالی دریافت کرده‌اند، می‌توان به باربوسا و مشارکت‌کننده‌ای با نام مستعار 0xB10C اشاره کرد.

بیت‌مِکس (BitMEX)

بیتمکس

بیت‌مکس یکی دیگر از صرافی‌های ارز دیجیتال است که با ارائه منابع به توسعه‌دهندگان، در فرایند توسعه هسته بیت کوین مشارکت می‌کند. این صرافی درحال‌حاضر از برخی توسعه‌دهندگان هسته بیت کوین مانند مایکل فورد، یکی از چهره‌های برجسته در جامعه توسعه‌دهندگان هسته بیت کوین، حمایت مالی می‌کند.

هاردکور فاند (Hardcore Fund)

هاردکور فاند هم مثل ام‌آی‌تی دی‌سی‌آی، کمک‌های مالی دریافت‌شده از دیگران را بین توسعه‌دهندگان بلاک چین بیت کوین توزیع می‌کند. این صندوق درحال‌حاضر از دو تن از توسعه‌دهندگان هسته بیت کوین به‌ نام‌های لوک داشجر و بن ووسلی حمایت مالی می‌کند.

سایر حمایت‌کنندگان

علاوه‌بر حامیان اشاره‌شده‌، سازمان‌ها و شرکت‌های دیگری مثل اوکی‌کوین و کاردکوینز و پارادایم فاندز نیز به توسعه‌دهندگان بیت کوین منابع مالی اختصاص داده‌اند. ازجمله توسعه‌دهندگان موردحمایت این شرکت‌ها آنتونی تاونز و هنادی استپانوف و مارکو فالکه هستند. همچنین، گفته می‌شود جان پفر، بنیان‌گذار پفرکپیتال، از ساموئل دابسون، یکی از حافظان یا نگه‌دارندگان هسته بیت کوین‌، حمایت مالی می‌کند.

حافظان یا نگه‌دارندگان اصلی هسته بیت کوین چه کسانی هستند؟

‌همان‌طورکه اشاره کردیم، سایر مشارکت‌کنندگان به‌روزرسانی‌هایی که تیم‌های توسعه‌دهنده هسته بیت کوین ارائه می‌کنند، برای اطمینان‌یافتن از مطابقتشان با ماهیت اصلی بیت کوین و رفع مشکلات احتمالی بررسی می‌کنند. پس از اینکه این پیشنهادها مرحله بررسی را با موفقیت گذراند، از‌این‌پس وظیفه حافظان است که به‌روزرسانی‌ها را روی هسته بیت کوین پیاده‌سازی کنند. ولادیمیر ون‌درلان هم‌اکنون رهبری تیم نگه‌دارندگان بیت کوین را برعهده دارد. ازجمله اعضای این تیم می‌توان به پیتر وویل، مارکو فالکه، مایکل فورد، یوناس شنلی و ساموئل دابسون اشاره کرد.

همچنین، به این موضوع باید توجه کرد که حضور در تیم نگه‌دارنده لزوما موقعیتی دائمی نیست؛ زیرا سایر مشارکت‌کنندگان در شبکه می‌توانند درصورت نیاز و در شرایطی که عملکرد یکی از اعضای تیم نگه‌دارنده خلاف دیدگاه مشترک جامعه توسعه‌دهندگان بیت کوین باشد، وی را از تیم یادشده حذف کنند.

دیدگاه شما کاربران یست مارکتدرباره سیستم توسعه بیت کوین چیست؟

مقایسه بیت کوین با حباب گل لاله اشتباه است | بیست مارکت

مقایسه بیت کوین با حباب گل لاله اشتباه است | بیست مارکت

جنون گل لاله (تولیپ مانیا) داستان حبابی مالی در قرن هفدهم است که سرمایه‌گذاران هلندی با خرید دیوانه‌وار پیاز گل لاله باعث شدند تا قیمت آن به رقمی شش برابر بیشتر از متوسط درآمد سالانه در آن زمان برسد و به یکی از اقلام گران‌قیمت‌ دنیا تبدیل شود.

قدمت شبکه بیت کوین به سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) برمی‌گردد؛ اما همچنان بسیاری آن را با حباب گل لاله مقایسه می‌کنند. برای مثال، گابریل مخلوف (Gabriel Makhlouf)، اقتصاددان بریتانیایی و عضو شورای بانک مرکزی اروپا، فوریه ۲۰۲۰ (بهمن ۱۳۹۸) با مقایسه بیت کوین با حباب گل لاله گفت:

سیصد سال پیش، مردم پول زیادی برای خرید پیاز گل لاله هزینه کردند؛ چرا‌که فکر می‌کردند سرمایه‌گذاری روی این کالا می‌تواند سودآور باشد.

مقایسه بیت کوین با حباب گل لاله هلندی درمجموع مقایسه‌ای نادرست است؛ چرا‌که پس از پایان هر سقوط قیمتی بیت کوین، دوباره ارزش این رمزارز به‌صورت چشمگیری افزایش پیدا می‌کند. فناوری سریع‌تر از طبیعت تکامل می‌یابد و شبکه‌های غیرمتمرکز نیز در‌مقایسه‌با یک دسته‌گل ابزار مالی قوی‌تری محسوب می‌شوند؛ بنابراین، مقایسه فناوری بیت کوین با گل لاله‌ کاری بیهوده‌ است.

جنون گل لاله

گل لاله‌ اولین‌بار اواخر قرن پانزدهم از ترکیه وارد اروپای‌غربی شد و به‌دلیل کمیاب‌بودن مدنظر بسیاری از افراد قرار گرفت. قیمت پیاز لاله‌های رنگی به‌سرعت افزایش پیدا کرد و داشتن آن برای ثروتمندان هلندی امتیاز محسوب می‌شد. بعد از مدتی، قیمت متوسط هر پیاز گل لاله به‌حدی افزایش پیدا کرد که از درآمد سالانه یک کارگر هم بیشتر شد؛ اما این روند در طول یک هفته تغییر کرد و قیمت هر پیاز گل لاله به‌شدت سقوط کرد و بسیاری از احتکارکنندگان آن ثروتشان را از دست دادند.

‌داستان‌‌ مربوط به جنون گل لاله در سال ۱۸۴۱ (۱۲۲۰) در یکی از کتاب‌های چارلز مک‌کی منتشر شد و باعث محبوبیت آن شد. مک‌کی در قسمتی از این کتاب نوشته بود:

طعمه‌ای طلایی و وسوسه‌انگیز در میان مردم قرار گرفت و آن‌ها یکی پس از دیگری مانند مگس‌هایی که اطراف ظرف عسل می‌چرخند، به‌سوی گل‌های لاله هجوم بردند. اشراف، شهروندهای عادی، کشاورزها، مکانیک‌ها، دریانوردها، پادوها، مستخدم‌ها و… در این حباب فرورفتند.

پس از اوج‌گرفتن قیمت گل لاله، سرانجام در سال ۱۶۳۷ (۱۰۱۵) حباب گل لاله ترکید و قیمت این گل به‌سرعت به قیمت قبل از حباب سقوط کرد. به‌گفته مک‌کی، این اتفاق در آن زمان باعث نابودی اقتصاد هلند شد.

tulipmania

با اینکه کتاب مک‌کی محبوبیت زیادی پیدا و فروش چشمگیری تجربه کرد، شک‌و‌شبهه‌هایی در واقعی بودن یا نبودن روایت مک‌کی از این اتفاق در میان مورخان وجود دارد. آن‌ها معتقدند جنون گل لاله بیش از آنکه واقعیت داشته باشد، افسانه بوده است:

داستان مک‌کی، تنها از آن نظر که حماقت جامعه‌ای را بیان می‌کند، داستانی عالی به‌شمار می‌رود؛ اما باور این موضوع که جنون برای یک نوع گل زمانی اقتصاد هلند را نابود کرده باشد، درست نیست.

بسیاری از مخالفان بیت کوین از داستان جنون گل لاله برای توجیه مخالفت‌های خود با این رمزارز استفاده می‌کنند.

حباب دات‌کام

علاوه‌بر حباب گل لاله، گاهی اوقات در فناوری‌ بلاک چین بازارهای صعودی را با حباب دات‌کام نیز مقایسه می‌کنند. ماجرای حباب دات‌کام به رشد شگفت‌انگیز کسب‌وکارهای آنلاین و فراگیری اینترنت در اواخر قرن بیستم مربوط می‌شود. در آن زمان بسیاری از کسب‌وکارها، با اضافه‌کردن حرف e به ابتدای نام شرکت خود و دات‌کام به انتهای آن، کسب‌و‌کار خود را الکترونیکی و اینترنتی معرفی می‌کردند و افراد بسیاری نیز با دیدن این آدرس الکترونیکی روی آن‌ها سرمایه‌گذاری می‌کردند.

این روند در سال ۲۰۰۰ (۱۳۸۷)‌ متوقف شد و حباب شرکت‌های اینترنتی ترکید و بخش مهمی از سرمایه‌ مردم از بین رفت. با اینکه مقایسه بیت کوین با حباب دات‌کام نیز مقایسه درستی نیست، همچنان از مقایسه آن با حباب گل لاله منطقی‌تر به‌نظر می‌رسد.

dotcombubble

تأثیر فناوری بلاک چین بر زندگی انسان‌ها چیزی شبیه به تأثیر اینترنت بر زندگی آن‌ها است

فناوری پول الکترونیکی (اینترنت پول)، چه در قالب رمزارز یا توکن‌‌های غیرقابل‌تعویض (NFT) باشد چه در قالب امورمالی غیرمتمرکز (DeFi)، هنوز تا رسیدن به مرحله حباب‌بودن فاصله زیادی دارد. اگر قرار به مقایسه باشد، این فناوری اکنون در اواسط دهه ۱۹۹۰ و دوران دات‌کام خود به‌سر می‌برد.

سال ۲۰۱۳ (۱۳۹۲)، جهان ماهیت بیت کوین را به‌رسمیت شناخت و سال ۲۰۱۷ (۱۳۹۶)، حضور رمزارزها را پذیرفت. اکثر پروژه‌های معرفی‌شده در سال ۲۰۱۷ (۱۳۹۶) بدون اینکه هدف خاصی داشته باشند، تنها برای جمع‌آوری پول ایجاد شده بودند. آن دوره را می‌توان پیش‌نمایشی برای آینده فناوری ارزهای دیجیتال دانست.

تفاوت رمزارزها با جنون گل لاله

اولین بازار صعودی رمزارزها بعد از جنون عرضه اولیه کوین (ICO) بین سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ (۱۳۹۹ و ۱۴۰۰)، هنوز آن بازار صعودی مورد‌انتظار جامعه ارزهای دیجیتال نیست. باوجوداین، شاید بررسی بازار صعودی بین سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ (۱۳۹۶ و ۱۳۹۷) درک بهتری از تأثیر فناوری بلاک چین در آینده ارائه کند. گل لاله اغلب به‌عنوان استعاره‌ای برای حباب‌های مالی سوداگرانه و بدون ارزش اقتصادی استفاده می‌شود؛ اما فناوری رمزارزها با اقتصاد و امور‌مالی کاملا مرتبط است.

bitcoinvstulipmania

روند بازار ارزهای دیجیتال به‌احتمال زیاد دوباره در چند سال آینده صعودی خواهد شد و می‌توان انتظار داشت که مؤسسات پیشرو در آن زمان مؤسساتی فعال در زمینه امورمالی غیرمتمرکز (DeFi) و رمزارزها باشند. همین حالا هم بسیاری از کارمندان شرکت‌های بزرگ مانند فیسبوک، آمازون، اپل، نتفلیکس و گوگل با اطمینان از روند صعودی ارزهای دیجیتال در آینده، موقعیت‌های شغلی خود را رها می‌کنند تا به صنعت رمزارزها وارد شوند.

همه افرادی که در حوزه مالی فعالیت می‌کنند، باید دانش خود را در حوزه امورمالی غیرمتمرکز ارتقا دهند؛ وگرنه ممکن است در آینده شغلی خود حرفی برای گفتن نداشته باشند. برادران وینکل واس معتقدند در‌نهایت بیت کوین جهان را فرا‌خواهد گرفت و همه شرکت‌‌های بزرگ در آینده پروژه رمزارز مخصوص به خود را خواهند داشت. آن‌ها این فرایند را فرایند بیت‌کوین‌سازی حاد (Hyperbitcoinization) نام‌‌گذاری کرده‌اند. رواج تمرکززدایی امور‌مالی حاکی از آن است که نه‌تنها فناوری بلاک چین حباب نیست؛ بلکه آینده فناوری مالی یا فین‌تک است.

bitcoinvsdotcom

هنوز در ابتدای مسیر هستیم؛ زیرا در دوران اوج کسب‌وکارهای آنلاین (دات‌کام) نیز، فعالان حوزه فناوری شرکت‌های بزرگ را رها کردند تا ایده‌هایشان را به چالش بکشند. رابط‌های کاربری امروزی (UX/UI) حاصل آن دوران و ایده‌های این افراد است.

مقاله‌های مرتبط:

در‌حال‌حاضر، بسیاری از برنامه‌نویسان و توسعه‌دهندگان برجسته بلاک چین محدودیت‌های فیزیکی یا تکنولوژیکی این فناوری را رعایت می‌کنند و تعداد کمی از آن‌ها در فکر تغییر رابط کاربری بلاک‌‌چین‌ها هستند. از‌آنجا‌که رابط کاربری فضای بلاک‌چین‌ها کاربرپسند نیست، مؤسسه‌های معمولی هنوز نمی‌توانند سیستم‌های قبلی‌شان را با این فناوری ادغام کنند. در همین زمینه، برنامه‌نویسان مستعد بسیاری در سیلیکون‌ولی و وال‌استریت برای بهبود رابط کاربری (UI/UX) بلاک‌چین‌ها و عرضه‌ این فناوری در جهان تلاش می‌کنند.

زمانی که کارشناسان فنی به این نتیجه برسند که فناوری بلاک چین فناوری مالی آینده است، مجموعه مهارت‌های منحصربه‌فردی ایجاد خواهد شد که مرزهای رابط‌های کاربری مرتبط با این فناوری را جابه‌جا خواهد کرد و استفاده از این فناوری در زندگی روزمره به امری بدیهی و آسان تبدیل خواهد شد.